این پژوهش به بررسی تطبیقی و تحلیلی مفهوم «پسر خدا» در دو سنت الهیاتی اسلام و مسیحیت، با تمرکز بر متون قرآنی و عهدین میپردازد. هدف اصلی، تبیین تحولات معنایی و زمینههای تاریخی-فرهنگی این اصطلاح و نقش آن در شکلگیری گفتمانهای کلامی متفاوت و گاه متعارض بین این دو دین ابراهیمی است. مسأله محوری، شناسایی ریشههای تفاوت در درک از جایگاه حضرت عیسی(ع) است؛ در حالی که در الهیات رسمی مسیحی، «پسر خدا» به عنوان شخص دوم تثلیث و همذات با پدر فهمیده میشود، قرآن کریم هرگونه نسبت فرزند به خداوند را نفی کرده و عیسی(ع) را به عنوان پیامبر برگزیده خداوند معرفی میکند. پژوهش با روش کتابخانهای و رویکردی تاریخی-تحلیلی و گفتوگومحور، نشان میدهد که کاربرد اولیه این اصطلاح در متون یهودی و حتی در بخشهایی از عهد جدید (اناجیل همنوا)، معنایی تشریفاتی، استعاری و بیانگر رابطهای ویژه (مانند پادشاهان، قوم اسرائیل یا افراد برگزیده) با خداوند داشته است. تحول این مفهوم به سمت الهیسازی کامل عیسی(ع)، عمدتاً متأثر از تفاسیر پولس و سپس تثبیت آن در شورای نیقیه (۳۲۵ م.) تحت تأثیر عوامل سیاسی-کلامی است. قرآن اما با پذیرش تولد معجزهآسای عیسی(ع)، آن را نه دلیلی بر الوهیت، بلکه نشانهای بر قدرت مطلق خداوند و پیامبری عیسی(ع) میداند و مسیحیان را از غلوّ و شرک بازمیدارد. این پژوهش نتیجه میگیرد که بازخوانی تاریخی این اصطلاح و فهم زمینههای شکلگیری برداشتهای کنونی، میتواند گامی مؤثر در کاهش سوءتفاهمها و ایجاد بستری برای گفتوگوی سازنده و محترمانه بین اسلام و مسیحیت باشد، بدون آنکه تفاوتهای الهیاتی بنیادین نادیده گرفته شود. کلمات کلیدی: پسر خدا، قرآن کریم، عهدین، مسیحیت اولیه، تاریخچه الهیاتی، گفتوگوی ادیان