قرآن را اساساً خداوند متعال و پیامبر به عنوان زبانی برای تعلیم دانسته اند، نه کتابی مقدس برای خواندن و تلاوت و ذکر و نه کتاب شریعت و اخلاق. پیامبر تعلیم قرآن خود را بر شنیدن و گفتار، شبیه تربیت طبیعی زبان مادری، بنا نهاد. امروزه، ما پیوسته همه زبانهای مختلف را با روشهای شنیدن یاد میگیریم، درست مانند کاری که پیامبر (ص) که هدایتش در قرآن به نام «اسوه حسنه» نامیده شده است، با فراگیران اولیه خود٬ عرب و غیر عرب، بدون هیچ تفاوتی، چهارده قرن پیش کرد. تفاوت اصلی این است که همه مکاتب و شیوه ها٬ قرآن را کتاب خواندنی دانستهاند و از این رو سعی در آموزش خواندن آن داشتهاند. اما از دیدگاه پیامبر، قرآن زبانی است که باید در کنار زبان مادری، به موازات آن و یا بعد از آن به همه آموزش داده شود، با توجه به اینکه زبان قرآن، زبان مادری هیچ انسانی نیست، به طوری که حتی برای خود پیامبر، زبان عربی خاص قرآن، زبان مادری نیست و نیازمند آموزش خداوند متعال است. این مقاله، در ابتدا، دلایل و شواهدی بر تبیین این موضوع ارائه می کند٬ سپس به طور تلفیقی بیان می کند که پیامبر چگونه زبان قرآن را به مسلمانان اولیه (صحابه) آموزش می داد. و در نهایت توضیح می دهد که چگونه آموزش قرآن را می توان در جوامع مسلمان در سراسر جهان به کار برد.